تبليغاتX
سودا








سودا

کوتاه و خوندنی

مادر خوبم :

به تو سلام می کنم، تا خانه عروجم با دعای تو بنا شود



و دلم در آسمان آبی مهرت رها شود

پیشاپیش



روزت خجسته، لبانت پر ز خنده و دلت شاداب و سرزنده باد . . .


مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ

 

روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی

 

گرم که بالنده ام سازد.karpostal mother adana.ir 11 کارت پستال تبریک روز مادر

 




 

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:19 توسط سودا|



گهی شـاد بودم درين سال سی

 

 

 

 


و گه گاه غمگين درين سال سی


خــــــدا يــا سپــــــاس از بـــــرای


همه داده هايت درين سال سی


روزهای پر فراز ونشیبی روپشت سر گذاشتم

 

اما دوستان خوبی دارم که با هیچ گنجی عوض شون نمی کنم

 اگرچه گاهی از ادامه راه منصرف میشدم

 

اما دارائیهای معنوی دارم که .........................

 

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 14:0 توسط سودا|



 

نمی دونم باید خوشحال باشم یا ناراحت   ا خه چون  وارد سومین دهه زندگیم شدم

 

اوه هدارم لحظه شماری می کنم اخه   چند روز دیگه تولودمه

 

اینم کیک

 

خواهش میکنم شلوغ نکنین به همه میرسه

 

 

نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 15:1 توسط سودا|



زندگی جدید آغاز کن،به آن جهت بده . . .

 

نگذار از تو آن تو یی که می خواهند بسازند!!



مسیرت را ببین و به سوی آن با فکر و سرعت حرکت کن!

 

 

من باید موفق باشم.... تو را نمیدانم!؟ 

 

 

 

 

بهار را باور کردم و دوباره شکوفه خواهم زد

 

 

 

سرنوشت را می توان از سر نوشت 

 

 

 

دلم به تاخت برو !

 

نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 13:33 توسط سودا|



 

ای به یاد ماندنی ترین مهربانم

 

به یادماندنی ترین خاطره زندگی من

 

از پشت پنجره دفتر خاطراتم که می نگرم

 

تو را در سر سبز ترین باغچه حیاط خلوت خانه زندگیم میبینم

 

تو را آنجا ماندگار کردم

 

فراموشم مکن

 

 

ولی هستی ....نه اینجا که

 

در وجودم که سرشار از توست

 

تو را خاطره کردم

 

هر روز به مرورت میروم

 

مرور خاطره

 

فراموشم نکن

 

فراموشت نخواهم کرد...........

بهانه ای شد برای امدن

 

 

مهربانم

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 14:40 توسط سودا|



به استعداد خودت ايمان داشته باش

همانطور كه به خدا ايمان داري

روح تو پاره‌اي از آن «واحد» بزرگ است

نيروهايي كه در تو هست

مانند درياي وسيعي عميق و بي‌پايان است.

روحت را در ميان سكوت،

 در جزائر الماس گردش بده

آن جزائر را كشف كن و از آنها استفاده كن.

اما براي اينكه تسليم بادها نشوي

سكان اراده را به كار انداز

اگر به آفريننده و به خودت ايمان داشته باشي

هيچكس نمي‌تواند به نيروهاي تو حدودي قائل شود

بزرگترين پيروزي‌ها به تو تعلق مي‌گيرد

به پيش! به پيش!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 11:53 توسط سودا|



حسرت همیشگی:

چند روز گذشته  یکی از دوستان در حالی که
 
 
اشک می ریخت می گفت: ای کاش دوست
 
 
 داشتن گفتن ها رو به زبان بیاریم
 
 
می گفت:
 
 
عزیزی رو از دست داده که دیگه نمی تونه بگه
 
دوستت داشتم
 
 

 

حرف‌های ما هنوز ناتمام مانده است
 
 
تا نگاه می‌کنی:
 
 
وقت رفتن است

 

باز هم همان حکایت همیشگی

 

پیش از آنکه با خبر شوی
 
لحظه عزیمت تو ناگزیر می‌شود
 
 
آی...
 
 
ای دریغ و حسرت همیشگی
 
 
ناگهان
چقدر زود
 
 
دیر می‌شود
نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 15:15 توسط سودا|



...........................................

 

فاصله   در بودن ها

نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 9:16 توسط سودا|



خانه باید واقعی باشه

 

نه از کاغذ باشه که با هر بادی از جا کنده بشه

 

نه از چوب باشه که با هر اتشیو بارونی ازبین بره

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 15:3 توسط سودا|



تلاشی  برای انقلاب درونی

 

 

 

 

 

.................

نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 7:28 توسط سودا|




مطالب پيشين
» مادر
» داده های من
» سی سالگیت مبارک
» دلم به تاخت برو !
» بهانه شدی
» به پيش! به پيش!
» حسرت
» مرگ عاطفه ها
» خانه
» انقلاب
Design By : ParsSkin.Com